محمود احمدی نژاد اسناد زمین خواری خانواده لاری جانی را منتشر کرد.
یک زمانی یک هیولای وحشیوخونخوار بنام خمینی وجود داشت که تنها با گفتن یک کلمه خفه!!! همه در جاغلاف کرده وبه سوراخ موش می خزیدند.اما بعد از مرگ آن دجال کفن پاره دیگر پشم وپیله ای به قبای کهنه ومندرس ولایت نمانده واز هر دری یک کفتار ولاشخوری به جان وهست ونیست این ملت افتاده وهر کس که زورش بچربد بسمت خودش میکشد.وقتی که قافیه تنگ می شود فریاد وای نفسا وای داد وبیدادکه بردند وخوردند وکشتند بلند میشود. واینکه آی بگیر دزد واین ضرب المثل معروف که همش دعوای سر لحاف ملاست!!!
واما بمحض اینکه سر وکله مقاومت خونفشان مردم ایران پیدا می شودوبوی الرحمان رژیم از هر طرف به مشام می رسد زنگ های هشدار به صدا در می آید که به هوش باشید ،مراقب باشید، دشمن گوش خوابانده است واگر کشتی سوراخ شود همه با هم غرق می شویم که نشان دهنده فاز فروپاشی وسرنگونیآخوندهاست.
فرجام "بگمبگم"ها و افشاگری به سبک احمدینژاد
«یک
دوربین و صندلی برای آنها کافی است. خیره به دوربین، چند برگه کاغذی در دست با ادبیاتی
تهدیدآمیز و کنایی، سبک بدیعی از «افشاگری» را به نمایش میگذارند. سبکی از افشاگری
که خود پایهگذار آن هستند؛ افشاگری مقامات ارشد اما اسبق نظام علیه مقامات فعلی.
گعده احمدینژادیها افشاگری و «خاندان لاریجانی» که یکی در راس دستگاه قضا و دیگری
بر کرسی ریاست پارلمان تکیه زده است را تهدید میکنند.»
روزنامه اعتماد
نوشت: ««برخی افراد زبانشان به دروغگویی عادت کرده، زبانشان هرز شده... خودخواهی
و نخوتی دارند که هر چه به ذهنشان برسد حق است و بقیه نمیدانند.» توصیف غلامحسین
محسنی اژهای، سخنگوی دستگاه قضا از محمود احمدینژاد و آن چیزی است که گعده
احمدینژادیها نام «افشاگری» بر آن میگذارند؛ افشاگریهایی که گر چه غیر متعارف
است و بیسابقه اما مستقیم همان کسانی را نشانه میرود که روزگاری حمایت از احمدینژاد
را دریغ نمیکردند و کمنمیگذاشتند. داستان لاتی که از چشم افتاده بود و مثل آدمهای
عقدهای در میدان شهر قیل و قال به راه انداخت تا دیده شود، داستان احمدینژاد از
زبان محسنی اژهای، وزیر اطلاعات دولت اول او و سخنگوی فعلی دستگاه قضاست. افشاگری
در ادبیات آنها جاری و ساری است. فرقی ندارد فهرست مفسدان اقتصادی باشد که قریب به
١٢ سال است در جیب کاپشن محمود احمدینژاد خاک میخورد یا فهرست پاداشبگیران از
دولت دهم باشد که نامشان از زبان حمید بقایی شنیده میشود. یک دوربین و صندلی برای
آنها کافی است. خیره به دوربین، چند برگه کاغذی در دست با ادبیاتی تهدیدآمیز و کنایی،
سبک بدیعی از «افشاگری» را به نمایش میگذارند. سبکی از افشاگری که خود پایهگذار
آن هستند؛ افشاگری مقامات ارشد اما اسبق نظام علیه مقامات فعلی. گعده احمدینژادیها
افشاگری و «خاندان لاریجانی» که یکی در راس دستگاه قضا و دیگری بر کرسی ریاست
پارلمان تکیه زده است را تهدید میکنند. همین چند روز پیش بود که حمید بقایی فهرستی
را که گوشه جیب کاپشن احمدینژاد خاک میخورد در قالب یک دیالوگ بیشباهت به گفتوگو
منتشر کرد. او در توجیه پرداخت پاداشهای بیحد و حصر از سوی دولت نهم و دهم نام
کسانی را برد که دولت در آن زمان به آنها ٥ سکه پاداش داده است؛ کسانی که همگی جزو
مقامات مسئول حاکمیت هستند. گر چه نام و تعداد افرادی که از دولت عدالتورز محمود
احمدینژاد سکه پاداش گرفته بودند قابل توجه بود با این حال سه نفر به آن واکنش
نشان دادند. غلامرضا مصباحی مقدم اعلام کرد که خاطرش نیست سکهای دریافت کرده
باشد. دفتر فرماندهی کل سپاه پاسداران ادعای بقایی را تکذیب و اعلام کرد معاونت
حقوقی سپاه با طرح شکایت رسمی این «تهمت و اقدام خلاف اخلاق» را دنبال خواهد کرد.
این تنها افشاگری چند روز گذشته نبود.
#ورامين #هفت_تپه #كامياران #نيريز #جوانرود #هرمزگان #فومن #گچساران #جنبش_دادخواهی #مرگ_بر_اصل_ولایت_فقیه #زنده_باد_ارتش_آزادی #تابستان_67_كجا_بودي @massacre_67
#Unitedstates #Belgium #Germany #France #UnitedKingdom #Albania #Ukraine #FreeIran #Iran #MEK #MaryamRajavi


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر