صورتم را به‌من برگردانید؛داستان دهشتناک معصومه، آخرین قربانی اسیدپاشی در تبریز

صورتم را به‌من برگردانید؛داستان دهشتناک معصومه، آخرین قربانی اسیدپاشی در تبریز

اسیدپاشی

صورتم را به‌من برگردانید؛داستان دهشتناک معصومه، آخرین قربانی اسیدپاشی در تبریز

در حاکمیت جهل وجنایت آخوندی پدیده اسید پاشی دست پخت خود حکومت است وتوسط ائمه نماز جمعه لباس مشروعیت بدان پوشیده شد برای جمع کردن این بساط سرکوب وزن ستیزی آخوندی تنها راه حل همانا سرنگونی تمامیت این رژیم است
در حقم عدالت را اجرا کنید
صورتم را به من برگردانید
هیچ‌کس حال من را نپرسید
هرروز خدا را شکر می‌کردم که چقدر من را زیبا آفریده
او را نمی‌بخشم اما مجازات نمی‌کنم
از مسئولان می‌خواهم صورتم را به من برگردانند و عدالت را اجرا کنند
بینایی چشم‌های معصومه در این حادثه کم شده و به آنها قرنیه پیوند زده‌اند
صورت، قسمتی از گردن، گوش، سینه و کمر معصومه در اسیدپاشی از بین رفته است
برادر معصومه می‌گوید: بیمارستان برای هرشب بستری، یک‌میلیون تومان می‌خواهد و ما این پول را نداریم که پرداخت کنیم/ در بیمارستان شناسنامه و کارت ملی مادرم را گرو گذاشته‌ایم/ از خیران می‌خواهیم که برای درمان معصومه به او کمک کنند
وکیل دادگستری مينا جعفري: تغيير در قوانين مجازات‌انگاري و برخورد با اسیدفروشان،  بهترین شیوه مقابله با اسیدپاشی است
حدود ۳۰  ساعت به سال تحویل ۹۷ مانده، خواستگار «معصومه جلیل پور» که از او جواب رد شنیده بود، رویش اسید پاشید.
خانم «معصومه جلیل پور»، زن ۲۶ ساله تبریزی، از آن روز تا به حال در بی خبری کامل رسانه ها و مسئولان در بیمارستان سینای تبریز بستری است.
مرد جوانی به نام «محمد- ن» که خواستگار او بود بعد از آنکه شنید معصومه نمیخواهد با او ازدواج کند، اول با قمه دو انگشت او را برید و بعد نشست روی سینه‌اش و از فاصله نزدیک روی او اسید ریخت.
معصومه یک ماه گذشته را روی تخت بیمارستان گذرانده، صورتش را هنوز ندیده، شبها مدام کابوس آن روز را می بیند و از بقیه می‌خواهد که صورتش را به او برگردانند.
«معصومه» می‌گوید: دلش نمی‌آید انسانی را مجازات کند اما هیچ‌گاه «محمد» را نخواهد بخشید. معصومه و خانواده‌اش ساکن منطقه «منبع» در تبریزند که جزو مناطق فقیرنشین و تقریبا حاشیه‌ای تبریز است.
برادر او می‌گوید: صورت و سینه های معصومه، یک طرف گردن، گوش و پشتش کاملا سوخته است. دکترها می گویند ۱۲ درصد سوختگی درجه چهارم دارد. چشم‌هایش را در بیمارستان نیکوکاری تبریز عمل کرده و به پیوند قرنیه زده‌اند.
برادر معصومه در ادامه می‌گوید: هزینه درمان را ما نداریم که بدهیم. بیمه هزینه را نمی‌پردازد؛ من یک مادر پیر دارم و خودم هم کارگر ساختمانی‌ام. برای هر چشمش ۲ میلیون تومان هزینه عملش شده، یعنی روی هم ۴ میلیون تومان شده است. گفته اند بریزید تا عمل کنیم، ما هم پولی نداشتیم و شناسنامه و کارت ملی مادرم را گرو گذاشتیم و چشمهایش را عمل کردیم. بیمارستان سینا هم می‌گوید برای هر شب بستری در بیمارستان سینا، ۸۰۰ هزار تا یک میلیون تومان باید بپردازیم.
او ادامه می‌دهد: دکترها می گویند باید ۴ تا ۵ ماه در بیمارستان بستری باشد. اگر خیرهایی هستند که میخواهند به معصومه کمک کنند ما از آنها می‌خواهیم برای درمان معصومه به او کمک کنند.
برادر معصومه می‌افزاید، «محمد» هر روز از زندان تبریز به او زنگ می‌زند و آنها را تهدید می‌کند: «او می‌گوید من کارهای بزرگتر از این کرده ام و کسی نتوانسته کاری بکند. می‌گوید زنی را برده به بیابان و با چاقو سینه‌هایش را بریده است. من تمام مکالمات و تهدیدهای او را ضبط کرده‌ام و قرار است تحویل پلیس دهم.»
این وضعیت ناهنجار اجتماعی در حاکمیت جمهوری اسلامی است. حاکمیتی که روزانه مروج خشونت، بی قانونی و سرکوب در سطح جامعه است و با انجام مجازاتهای وحشیانه مثل شلاق زدن، به دار آویختن محکومان در مقابل چشمان بزرگ و کوچک و برخوردهای وحشیانه با دست فروشان و . . .  انواع خشونت را در تمامی سطوح جامعه نهادینه کرده‌است. اسیدپاشی بر روی زنان نیز ابتدا توسط چماق بدستان حاکمیت به اجرا در‌آمد و حالا در جمهوری اسلامی تبدیل به یک فرهنگ برای انتقام کشی شده است
#براندازم #ايران #تظاهرات_سراسری #دیکتاتور_درآتش #قیام_سراسری   #زنان_ایران #زنان_برانداز.
#Iran

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

پست محبوب

اقتدار بادکنکی و وحشت از کودکان دبستانی در چهارشنبه‌سوری

ایران آزاد فردا با استمرار قیام واعتصاب واعتراض سراسری وسر نگونی امکانپذیر است اقتدار بادکنکی و وحشت از کودکان دبستانی در چهارشنبه‌سو...